تبليغاتX
سیاست ایران
ولایت مطلقه، مسؤولیت مطلقه سه شنبه 7 مهر1388 11:48 قبل از ظهر

ولایت مطلقه، مسؤولیت مطلقه

شاید شما هم این جمله‌ را که روزهای گذشته دهان به دهان گشته، شنیده باشید: "ولایت مطلقه، مسؤولیت مطلقه می‌آورد!"
مدتی بود که به معنا، مفهوم و پیامدهای رد یا پذیرش این عبارت، فکر می‌کردم تا این‌که چند روز پیش به توضیحی از آیت‌الله خامنه‌ای درباره‌ی ولایت مطلقه‌ی فقیه برخوردم. این سخنان خیلی پیش‌تر از این‌- یعنی 26 آذر 1382- در دیدار با دانشگاهیان استان قزوین ایراد شده.
خوشحال می‌شوم اگر بعد از خواندن این سطور، نویسنده‌ را راهنمایی بفرمائید که از کجای این تقریر از ولایت فقیه، "مسؤولیت مطلقه" برمی‌آید؟ اساساً مسؤولیت مطلقه بر مبنای ولایت مطلقه از نظر فقهی، حقوقی و سیاسی به چه معناست؟

نظام پارلمانی و ولایت مطلقه فقیه
"جمهورى اسلامى نظام پارلمانى را كه یكى از اشكال مردم‌سالارى است و شكل خوبى هم هست، قبول كرده و پذیرفته است. این بخش از حاكمیت، یعنى قانون‌گذارى- غیر از قوّه‌ى مجریه و رهبرى كه آن‌ها هم به‌نحوى با انتخاب مردم صورت مى‌گیرد- به انتخاب مستقیم مردم با همین قانونى كه وجود دارد، كه در قانون اساسى ما پیش‌بینى شده و قوانین عادى هم ترتیبات آن را مشخص كرده‌اند، صورت مى‌گیرد، تا كسانى بروند و قانون بگذارند.

قانون یعنى چه؟ قانون یعنى سرنوشت یك كشور؛ قانون یعنى سرنوشت انسان‌ها در یك جامعه. چون همه متّبع هستند و مجبورند از قانون تبعیت كنند. دولت هم باید از قانون تبعیت كند؛ رهبر هم باید از قانون تبعیت كند.

بعضی‌ها خیال مى‌كنند كه این "ولایت مطلقه‌ى فقیه" كه در قانون اساسى آمده، معنایش این است كه رهبرى مطلق‌العنان است و هر كار كه دلش بخواهد، مى‌تواند بكند! معناى ولایت مطلقه این نیست. رهبرى بایستى موبه‌مو قوانین را اجرا كند و به آن‌ها احترام بگذارد. منتها در مواردى اگر مسؤولان و دست‌اندركاران امور بخواهند قانونى را كه معتبر است موبه‌مو عمل كنند، دچار مشكل مى‌شوند. قانون بشرى همین‌طور است. قانون اساسى راه چاره‌اى را باز كرده و گفته آن‌جایى كه مسؤولان امور در اجراى فلان قانون مالیاتى یا سیاست خارجى، بازرگانى، صنعتى و دانشگاهى دچار مضیقه مى‌شوند و هیچ‌كار نمى‌توانند بكنند- مجلس هم این‌طور نیست كه امروز شما چیزى را ببرید و فردا تصویب كنند و به شما جواب دهند- رهبرى مرجع است.

زمان امام هم همین‌طور بود. بنده خودم آن‌وقت رئیس جمهور بودم و جایى كه مضیقه‌هایى داشتیم، به امام نامه مى‌نوشتیم و ایشان اجازه مى‌دادند. بعد از امام، دولت قبلى و دولت فعلى گاهى راجع به مسائل گوناگون نامه مى‌نویسند كه در این‌جا مضیقه وجود دارد، شما اجازه بدهید كه این بخش از قانون نقض شود. رهبرى بررسى و دقّت مى‌كند و اگر احساس كرد كه به ناگزیر باید این‌كار را بكند، آن را انجام مى‌دهد. جاهایى هم كه به‌صورت معضل مهمّ كشورى است، به مجمع تشخیص مصلحت ارجاع مى‌شود. این معناى ولایت مطلقه است، والّا رهبر، رئیس‌جمهور، وزرا و نمایندگان، همه در مقابل قانون تسلیم‌اند و باید تسلیم باشند.

قانون آن‌قدر مهم است كه قالب عملكرد من و شماست. آن كسى را كه ما انتخاب مى‌كنیم و به مجلس مى‌فرستیم، كسى است كه سرنوشت كشور را در چهارسال معین مى‌كند. ابتدا كه ما این نظام پارلمانى را قبول كردیم، بعضى از سیستم‌هاى منطقه‌اى كه اسلامى هم بودند، اعتراض كردند كه این چه چیزى است شما قبول كرده‌اید؟! من حالا نمى‌خواهم اسم بیاورم. یكى از همین دولت‌هاى مدّعى مى‌گفت چرا شما نظام پارلمانى را قبول كردید؟! ما با استدلال به ایشان ثابت كردیم كه همین نظام پارلمانى درست است."


در این راستا:

- حکومت مطلقه در اسلام بی‌معناست

نوشته شده توسط مصطفی غفاری  | لینک ثابت |