تبليغاتX
سیاست ایران - حمله به انصاف
حمله به انصاف شنبه 21 شهریور1388 3:7 بعد از ظهر
حمله به انصاف

سخنان فرمانده سپاه در روزهای گذشته‌، چنان که انتظار می‌رفت با واکنش‌های گوناگونی مواجه شد اما غیر از مورد ابوالفضل فاتح، هیچ‌کدام از گزاره‌های اصلی مطرح در سخنان وی از سوی دیگران، تکذیب نشد. سیدمحمد خاتمی، مجمع روحانیون مبارز و دیگران تنها با تقبیح گفتار و رفتار فرمانده سپاه، کوشیدند ارزش خبری آن را مخدوش کنند اما...
گذشته از درستی یا نادرستی اظهارات فرمانده سپاه، نگاهی به رفتارها و برنامه‌های انتخاباتی و پس از انتخاباتی برخی نامزدها و چهره‌ها و گروه‌های سیاسی حامی‌شان، در این‌باره شکی ایجاد نمی‌کند که "عده‌ای" به رقابت‌های انتخاباتی دهم و مسائل پس از آن، همچون "کارزار با رهبری" نگاه می‌کردند.

در ریشه‌یابی این پدیده، برخی دست عوامل بیگانه و "دشمن" را مستقیماً در کار می‌دانند؛ برخی آن را ادامه‌ی تقابل‌ها و تعارض‌های "اصلاح‌طلبان" با جایگاه ولایت فقیه ارزیابی می‌کنند و برخی دیگر همه‌چیز را به کینه‌توزی‌های شخصی "موسوی خوئینی‌ها" و قدرت‌طلبی "هاشمی رفسنجانی" نسبت می‌دهند و... معمولاً برای این‌گونه گزاره‌ها، شواهد و قرائنی هم وجود دارد.

اکنون به سختی می‌توان در رد یا اثبات این گزاره‌ها چیزی گفت یا نوشت؛ گذشت زمان و قضاوت مردم احتمالاً خیلی چیزها را روشن خواهد کرد. اما در مورد اطراف این ماجرا می‌توان اندیشید و حدس‌هایی نزدیک به واقع داشت. برای نمونه، به نظر می‌رسد نقش "پدیده‌ای" به نام "احمدی‌نژاد" در این میان بسیار شایسته‌ی توجه است. نمی‌توان انکار کرد که مشکل بسیاری از چهره‌ها و گروه‌های سیاسی و شاید بخشی از مردم با رهبری، از وقتی شکل گرفت و یا "حاد" شد که حمایت‌های ایشان از احمدی‌نژاد و دولت او را دیدند و البته برنتافتند.

این‌جا نمی‌خواهم به این بپردازم که حمایت مدیر بالادستی از مدیر پائین‌دستی‌اش و حمایت از آرای عمومی عقلانی است، نمی‌خواهم بگویم عرف و رویه‌ی رابطه‌ی رهبر انقلاب با دولت‌ها و رئیس‌جمهورها همین بوده است، نمی‌خواهم بگویم این حمایت‌ها مشروط است و خط قرمز دارد- به یاد بیاورید ماجرای سازمان حج و ماجراهای دنباله‌دار مشایی را- نمی‌خواهم بگویم که رهبری انتقادهایش را با روشی دیگر که اتفاقاً برای آقایان شناخته شده هم هست، به دولت و رئیس‌جمهور منتقل می‌کند که کم‌ترین ضایعات را دارد، نمی‌خواهم بگویم آقای خامنه‌ای تنها انسانی است زیر گنبد کبود که هم تجربه‌ی ریاست‌جمهوری و هم تجربه‌ی رهبری را دارد و این جایگاه‌ها و پیوندهایشان را بهتر از هر کسی دیگر درک کرده است...

از نگاه نگارنده‌، همه‌چیز از یک "مسئله‌ی اخلاقی" آغاز می‌شود: این‌که برخی نخبگان "انصاف" را- دست‌کم به اندازه‌ی لازم- از یاد برده‌اند. کُنش منطقی انسان در زندگی اجتماعی ایجاب می‌کند که وقتی ویژگی‌های مثبت گزینه‌ای از حدی پائین‌تر می‌آید یا در مقایسه با دیگر گزینه‌ها در سطحی پائین‌تر قرار می‌گیرد، آن را برنگزیند. اما کنش منطقی و اخلاقی ایجاب نمی‌کند که از حداقل شایستگی‌ها و ویژگی‌های مثبت یک گزینه چشم بپوشیم.
شهروندان عادی و خاص! در جمهوری اسلامی حق دارند که به آقای احمدی‌نژاد رأی ندهند، در کارزار انتخاباتی با او رقابت کنند و برای تحقق آنچه درست می‌دانند، حداکثر تلاش خود را به کار گیرند. اما چرا باید انتظار داشته باشند رهبری مانند کسی که رقیب رئیس‌جمهور است بر او بتازد و فضای مناسب برای فعالیت دولت وی را فراهم نکند!؟ مردم آقای احمدی‌نژاد را انتخاب کرده‌اند و او به عنوان منتخب ملت باید پشتیبانی و حمایت رهبری را- به دلایل پیش‌گفته- داشته باشد اما برخی تاب نمی‌آورند...

رهبری بارها گفته که حمایت من از رئیس‌جمهور و دولت مربوط به دوره‌ی کاری آن‌هاست نه انتخابات! دیگر این‌که: من فقط از نقاط مثبت حمایت می‌کنم؛ نقاط ضعف و کاستی‌ها را هم از راه‌های دیگری غیر از جنجال تبلیغاتی گوشزد می‌کنم که در غالب موارد، مؤثر است؛ تنها گاهی لازم است که به‌صورت علنی انتقادی مطرح شود!
بنابراین آقایان هاشمی رفسنجانی، خاتمی، موسوی، کروبی و... هستند که باید پاسخ دهند چرا با "انصاف" وداع کرده‌اند، از اعتدال اخلاقی فاصله گرفته‌اند و چون می‌بینند رهبر با آن‌ها هم‌نوا نیست، در خفا و علن به خود و جایگاهش حمله می‌برند.
جالب این‌که آقای موسوی در بیانیه‌ی اعلام ورود به رقابت‌های انتخاباتی، اعلام کرده بود: "شاید نتوان یک انتخابات جدی را در فضایی خالی از خرده‌گیری، به ویژه نسبت به دولتی که حاکم است، در نظر آورد. با این همه لازم است که احترام دولت قانونی جمهوری اسلامی به دقت رعایت شود و انتقادات به صورت روشنگرانه، مستدل، دلسوزانه و نه با قصد فریب ارائه گردد!"
آیا امروز این حق ناظران منصف نیست که از اعتدال و عدالت آقای موسوی بپرسند؟

(این یادداشت می‌تواند در استناد و استدلال کامل‌تر شود؛ لطفاً نظرات و انتقادات خود را ارائه کنید)
 
در این راستا:
- میرحسین با صدور بیانیه‌ای رسماً اعلام کاندیداتوری کرد
- حداد عادل: برنامه يک عده اين است که ولايت فقيه را در کشور تضعيف کنند
نوشته شده توسط مصطفی غفاری  | لینک ثابت |